دنیای زیر آب


+ فرهنگ واژگان شیلاتی و علوم دریایی fisheries and marine scinces dictionary

 

 در حدود ١٠٠٠ واژه شیلاتی و علوم دریایی در این بخش به نمایش گذاشته شده است.

بقیه در ادامه مطلب...


A

Abranchial:بی ابشش بدون ابششان

Absolute fecundity:هم اوری مطلق

Abyssal fauna:مجموعه جانوری اعماق دریا

Absolute growth:رشد مطلق

Abysal zone: منطقه ابر قعر دریا(عمق بین2000تا6000متر از سطح دریا)

Abducens nerve:عصب ابدوکن

Abdominal region(belly:ناحیه شکمی

Abdomen:شکم

Abyssal plagic zone:بخش میان اب ژرفایی(عمق 2000تا6000متری اب)

Abyssal plain:دشت ژرفایی دشت قعر دریا

Abalone diving:غواصی برای صید صدف

Abrupt:سراشیب زیاد

Activated sewage:فاضلاب فعال شده

Activated sludge:لجن فعال شده

Acoustie nerve:عصب تعادل

Active feeding:تغذیه فعال

Acute catarrhal enteristi:تورم نزله ای حاد 

Acanthopterygish:باله پشتی سخت

Active fishing:صید تعقیبی

Adipose fin:باله چربی

Adrenal glands:غدد فوق کلیوی

Adult:بزرگ بالغ

 Adipose cells:سلولهای چربی

Advanced fin:بچه ماهی پیشرو-مرحله ای است که کیسه زرده کاملا جذب شده و ماهی کاملا شبیه والدینش است.

Adhesion:چسبندگی

Adult stage:مرحله بلوغ

Aerobic:هوازی

Aerobic respiration:تنفس هوازی

Aeration:هوادهی

Aerosol:ذرات ریز معلق در هوا

African pompano:ماهی پرستو افریقایی

Afferent branchial:اوران ابششی

African saulfin flying:ماهی پرنده افریقایی

 Agiating:تلاطم

Age:سن

Age composition:ترکیب سنی

Age determination:تعیین سنی

Age distribution:توزیع سنی

Age group:گروه سنی

Air lift:پمپهای بالا برنده هوا

Alimentary tract:لوله گوارش_دستگاه گوارش

Alimentary migration:مهاجرت تغذیه ای

Algal bloom:شکوفایی جلبک ها

Allochthon:رسوباتی که از طریق ابریز حوضه وارد دریاچه می شود

Allis shad:شاه ماهی

Alkalinity:قلیائیت

Atitude:بلندی

Alisphenoid:استخوانهای بالی پروانه ای

Amelioration:بهسازی

Amnoccet:به نوزاد ماهی ددهان گرد گفته می شود.

Amphidromous:ماهیان هردو رو(هم به رودخانه و هم به دریا مهاجرت می کنند.)

Amphibian:دوزیستان

American purse seiner:تور گردان پیاله ای نوع امریکایی

Anixibiose:مراحلی از زندگی را که به صورت بی هوازی زندگی می کنند.

Anadromous:ماهیانی که برای تخم ریزی از اب دریا به اب شیرین مهاجرت می کنند.

Anchor:کرم قلاب دار

Anaerob:غیر هوازی

Animalcule:یک جانور ریز یا میکروسکوپی

Anterolateral:به طرف جلو و در پهلو واقع شده

Angular:زاویه ای

Anterior facial vein:ورید قدامی صورتی

Anaerobic decomposition:فساد بی هوازی

Anchor gill net:تور گوش گیر ثابت

Animal pole:قطب حیوانی

Antagonist:عمل متقابل

Antarctic:اقیانوس منجمد جنوبی

Anorexia:بی اشتهایی

Anomaly producing:نسل های غیر عادی

Annular cartilage:غضروف حلقوی

Anatomical:تغییرات جسمی

Anabolism:جذب انرژی غذایی به شکل هیدرات کربن پروتئین یا چربی

Anal fin:باله مخرجی

Apneustic:سیستم بسته تنفسی یعنی برای تنفس احتیاج به گرفتن هوا به سطح اب می ایند

Apocarp:جدا برچه

Aplanktic:منطقه فاقد پلانکتون

Aquatic verterination:دامپزشکی ابزیان

Aquatic clinic:درمانگاه ابزیان

Aquatic micro organism:میکرو ارگانیسم ابزی

Aquatic fungus disease:بیماری قارچی ابزیان

Aquaculture:کشتاب ورزی ابزی پروری

Aquatic ecosystem:اکوسیستم ابی

Aquifer:ابخیز

A reproduction:تولید مثل غیر جنسی

Areolated grouper:هامور منقوط قرمز

Arabian scad:گیش عرب

Arc gill:کمان ابششی

Arcuate:کمانی قوسی

Aarticular:مفصلی

Arthropoda:بند پایان

Artifical feeding:تغذیه مصنوعی

Artifical drying:خشک کردن مصنوعی

Artifical intermination:تلقیح مصنوعی

Archovogonium:تخمک های اولیه

Arctic ocean:اقیانوس منجمد شمالی

Artisanal fishing:صید سنتی

Aarid:خشک

Asexual:غیر جنسی

Asymptotic length:طول مجانبی_حداقل طول پیش بینی که در پایان رشد یک گونه خواهد داشت که طول نهایی نیز نامیده می شود.

Atrium:دهلیز

Atropy:تحلیل رفتن_کوچک شدن

Athlantic ocean:اقیانوس اطلس

Atlantic salmon:ماهی ازاد اقیانوس اطلس

Autoi ecology:اکولوژی فعالیت یک موجود زنده یا یک نوع موجود زنده

Autotroph:اتوتروف_موجودات زنده ای که خودشان قادر به تولید غذا هستند.

Autochthon:رسوباتی که در داخل دریاچه ایجاد می شود

Aufwuchs:موجودات کفزی وابسته به زیر خاک که از جمله پریفیتون ها را مشاهده می کنیم.

Average daily gain:میانگین افزایش وزن روزانه

Azotobacter:ازتو باکتر_گونه ای باکتری که ازت هوا را جذب می کند و به مصرف رشد و تکثیر خود می رساند.

B

B_mesosaprob:اب متوسط الوده

Bacterial gill disease:بیماری باکتریایی ابششی

Bacterial kidney dieseas:بیماری باکتریایی کلیه

Bar net:تور میله ای

Barier reef:صخره های سدی

Basin:خلیج کوچک_حوضچه

Bait:طعمه

Back water:مرداب

Barrier:سد

Basisphenoid:قاعده ای پروانه ای

Basket trap:قفس نازک تخته ای مکعب مستطیلی

Basin method:روش حوضچه ای

Bath sponge:اسفنج حمام

Baterachian:دوزیست

Basic diet:رژیم غذایی مقدماتی

Bag net:تور کیسه ای

Bathyial zone:منطقه استخری دریا

Bathyal zone fauna:فون منطقه عمیق

Barbel:سبیلک_اندام گوشت الود در اطراف دهان ماهیان مختلف مانند سس ماهی

Bartail flathead:روشن ماهی زمین کن

Banded grouper:هامور نواری

Basiocipical:قاعده پس سری

Basihyal:قاعده ای لامی

Bag nets:تور های کیسه ای

Bait shrimps scraps of trawl:تور کیسه ای مخصوص صید میگو

Bathypelagic zone:منطقه ای از اعماق دریا که عمق های 1000تا4000متر را شامل می شود.

Benthic fishes:ماهیان کف دریایی

Benthos:کفزی

Belly flaps:دنده های شکمی

Bed rock:سنگ بستر

Beach seine:تور گردان ساحلی_جل_پره

Behaviornal:رفتاری

Bettle:سوسک

Beach sandy:ساحل شن زار

Beam trawl:تور کیسه ای شاهین دار

Bill fish:ماهی بادبزنی_نیزه ماهی

Bigeye trevally:گیش چشم درشت

Bigeye scad:گیش چشم درشت باریک

Bighead:کپور سر گنده

Bisexual:دو جنسی

Biochamical oxygen damand BOD:مصرف اکسیژن بیوشیمیایی

Biocenose:تجمعات زنده متشکل از گونه های مختلف اعم از گیاهی و جانوری

Biological of oceanology:بیولوژی اقیانوس ها یا اقیانوس شناسی زیستی

Bifid:دارای دو انشعاب یا زوائد_شکاف

Biarticulate:دو مفصلی

Bioassay:سنجش بیولوژِکی

Bitterling:ماهی مخرج لوله ای

Bilaterally:دو طرفه_دو جانبه

Big belly:شکم بزرگ

Biotop:محل زندگی (مجموعه تمامی عوامل غیر زنده در یک اکو سیستم)

Binalues culture:پرورش صدف

Biostatistics:امار حیاتی

Biological indicators:شاخص های زیست شناسی

Biometric index:شاخص زیست سنجی

Blacktip sardinella:ساردینلای نوک باله سیها

Blue treavally:گیش ابی یا گیش مخطط خالدار

Black pomfret:حلوا سیاه

Blackbanded treavally:سارم تیره

Bloch gizzard shad:ماهی گواف

Blue_green algae:جلبک های سبز_ابی

Blue gill fibroblast:فیبروبلاست ابششی ابی

Black tail disease:بیماری دم سیاه

Biomass:زی توده_توده زنده

Blast freezer:تونل های انجماد

Blood vessel:عروق خونی

Blossom:شکوفه

Blanching:عمل پخت اولیه_برای از بین بردن انزیم ها فراورده شیلاتی را در درجه حرارت معمولا 100 درجه سانتیگراد حرارت می دهند.

Black stain:لکه سیاه_سیاه شدن محتویات داخل قوطی در اثر عمل واکنشی شیمیایی با فلزات که معمولا از بخار اب جوش به مدت مشخص استفاده می شود با دادن حرارت بیش از اندازه یا فعالیت میکروبی می باشد.

Bold spat:افتاب سوختگی_ماهیان سرد ابی اگر تابش افتاب شدید باشد سبب افتاب سوختگی می گردد.

Body depth:ارتفاع بدن_فاصله عمودی جلوی باله پشتی تا زیر شکم

Body cavity:حفره عمومی بدن

Bottom longlines:رشته قلاب های طویل عمقی

Bouble seaming:دربندی حبابی

Bottom_trawl for 1 boat:ترال عمقی با یک کشتی

Bog:باتلاق

Bottom feeder:کفزی خوار

Bound water:اب اتصاف یافته

Brown spotted grouper:هامور منقوط

Brackish water:اب های لب شور

Brachial necrosis:بیماری نکروزه ابششی

Branchiostages:پایه های ابششی

Branchiospines:خاره های ابششی

Branchiostegal rays branchiostega:میله های استخوانی که پرده زیر برانشیها را در برخی ماهیان حمایت می کند.

Branched soft ray of caudal fin:اشعه نرم منشعب باله دمی

Brooder ponds:استخر های نگه داری مولدین

Branchial basket cartilage:غضروف سبد ابششی

Branchial afferent:اوران ابششی

Brook lamprey:ماهی دهان گرد جویباری

Break water:موج شکن

Brush trop:تله شاخه درختی

Brood fish:ماهی موله

Brown trout:ماهی قزل الای خال قرمز_قزل الای قهوه ای

Break stage:مرحله ترک برداشتن

Breed:پرورش

Brook:جوی

Breast:ناحیه سینه ای

Bridle:افسار_کمربند

Breeding ground:محل تکثیر_محل تخم ریزی

Breeding habit:عادت تکثیر

Breeding season:فصل تکثیر

Breeding age:سن تکثیر

Breeding cycle:دوره تکثیر

Breeding population:جمعیت تکثیر

Buccal:دهانی

Burrowing isopods:ایزوپودهای نقب زن_جور پایان حفار

Bulbus arteriosus:پیاز شریانی

Bull rakes:شن کش گاو اهنی

Bubble:حباب

Burrow:سوراخ

Budge:پوست

Buoyant:شناور

C

Catadromous fishes:ماهیان کاتادروموس_ماهیان مهاجر از رود خانه به دریا

Cannel catfish:گربه ماهی کانال

Catadromonus:ماهیان مهاجری که برای تخم ریزی از اب شیرین به اب شور دریاها مهاجرت می کنند.

Carnivore:گوشتخوار

Cat fish:گربه ماهی

Caudal:دمی

Candling:انگل زدائی

Caddisfly:لاروهای بال موداران

Carotic artery:شریان ثباتی

Cast net:تور سالیک یا ماشک

Cardinas veins:ورید های کبدی

Cartiloginous:غضروف

Carpase:کاراپاس_جبه

Cannibalistic:همنوع خواری_همجنس خواری

Canning:کنسرو سازی ماهی

Caryopsis:میوه خشک

Capture:اسیر کردن

Cage culture:پرورش در قفس

Cast line:خط ساحلی

Caspiomzon wagneri:ماهی دهان گرد دریای خزر

Caudal fin:باله دمی

Calass interval:فاصله رده_فاصله بین دو رده متوالی

Catabolism:ازاد ساختن انرژی پتانسیل

Catabolites:مواد حاصل از سوخت و ساز یا متابولیسم مواد غذایی در بدن حیوانات

Catch composition:ترکیب صید_ماهی صید شده در ارتباط با انواع گونه ها_گروه ها

Catch per unit effort:صید بر واحد تلاش

Cell line of choice:کشت سلولی انتخابی

Cell line:کشت سلولی

Cephalothorax:سر و سینه متصل در عنکبوتیان و سخت پوستان

Cerci:دو ضمیمه مخرجی جانلی

Ceratohyal:غضروفی لامی

Ceratobranchial:غضروفی ابششی

Cestoda:کرم های پهن نواری شکل

Centrum of trunk vertebra:جسم مهره یا مراکز اصلی مهره

Char(salvinous alpinus:ماهی شار

Chitine:کیتین

Chemical oxygen demand(COD: نیاز شیمیایی اکسیژن

Chemical oceanography:شیمی دریا

Chalikov traph:انکباتور چالیکوف

Chromatophore:یک ساختمان مولد رنگدانه که معمولا در سلول های گیاهی یافت می شود.

Chute:شیب_محلی در عقب کشتی قرار دارد که از انجا رشته قلاب به دریا فرستاده می شود.

Chines carp:کپور چینی

Chul mackerel:ماهی یونا(طلال)

Circumorbital:حلقه چشمی

Climatic migration:مهاجرت اقلیمی

Clubed:چماقی

Climay:تحت شرایط اب و هوایی معینی_ظاهر شدن مراحل نهلیی توسعه پرورش گیاهی است.

Clinograde:منحنی تغییرات زیاد اکسیژن بین عمق و سطح دریاچه

Clam rakes:شن کش ویژه صید صدف

Classification index:شاخص رسیدگی جنسی_شاخص رشد تناسلی

Clethrum:غرابی

Clam gun:توپ صید صدف

Clearance:تصفیه

Cling:چسبیدن

Cleft:شکاف

Class frequency:فراوانی رده_تعداد افراد موجود در یک رده

Corselet:خطی که قسمت قدامی و تحتانی سینه را از پشت جدا می کند.

Colia_black king fish:ماهی سوکلا

Cold water fish husbandry:پرورش ماهیان سردابی

Cod:ماهی روغن

Contractile vacuoles:واکوئل های زنشی

Coastal trevally:گیش درخشان

Consumer:مصرف کننده

Common carp:کپور معمولی

Copepods:پارو پایان

Convergence:محیط هایی که در ان جریان های سطحی اب با هم برخورد می کنند.

Coelentrate:کیسه تنان

Continental:قاره ای

Continental shelf fauna:فون منطقه فلات قاره

Compelete farm:مزرعه تکثیر و پرورش ماهی_مزرعه کامل

Corals:مرجان ها

Contour ponds:استخر هایی هستند که در دامنه های با شیب نسبتا کم احداث می شوند و کانال ابرسانی در بالای دامنه قرار گرفته است.

Coliform:باکتری هایی که در روده موجودات خون گرم وجود دارد.

Convection streams:جریان های ابی انتقال گرما و سرما

Continental slop:شیب قاره

Continental shelf:فلات فاره

Cohesion:چسبندگی

Conus arteriosus:مخروط شریانی

Coastal plain:دشت ساحلی

Coast:ساحل

Common haul seine:تور گردان ساحلی معمولی

Coracoid:ترقوه

Coherency:هم چسبندگی

Cork line:طناب اشتراکی یا عمومی

Coastal plain estuaries:مصب های ساحل دشت گونه

Continental margin: حاشیه قاره ای

Control of population dencity: کنترل تراکم جمعیت

Cosmoid scale:فلس کوسموئید

Commercial fishing:صید تجارتی

Coralian fishes:ماهیان صخره های مرجانی

Coral reef:صخره مرجانی

Common dredges:شن کنهای معمولی

Cohesiveness:چسبندگی

Coarse fish:ماهیان نامطبوع

Cartilaginous fish:ماهی غضروفی

Commercial size:اندازه بازاری

Cooling:سرد کردن

Cross fecundation:ماهی کپور معمولی

Crustaceans:روش جفت گیری موجودات به طریق پهلوی هم قرار گرفته و نر و یک ماده دیگری و بالعکس تلقیح می کنند(مانند کرم خاکی)

Crustaceans:سخت پوستان

Cray freshwater:خرچنگ دراز اب شیرین

Creek:خور

Crab fyke:تور تله ای خرچنگ

Crab pound net:تور تله ای

Crab trap:قفس خرچنگ

Crab dredge:شن کش ویژه صید خرچنگ

Crab scrape:تور کیسه ای دهان باز مخصوص صید خرچنگ

Crowfoot bar:سد پا کلافی_وسیله صید عبارت از یک کابل فلزی است که به ان تعداد زیادی طناب های قلاب دار که در فاصله های کم به هم بسته شده می باشد.

Crypyobiosis:جنین حالت زنده است ولی فعالیت های زیستی را به خود بروز نمی دهد.

Cranium:جمجمه

Crop:محصول

Ctenoid scale:فلس شانه ای

Cuticle:پوست خارجی با لایه پوست

Cutaneous:پوستی

Culture fishery:ابزی پروری

Cyptopathic:اثر عفونت زائی

Cycloid scale:فلس دایره ای شکل

Cylindrical hole cutter:سوراخ بریده استوانه ای

Cytotaxonomy:رده بندی سلولی

D

Damm sea:دریاچه های بوجود امده در نتیجه فعالیت یخچال ها و لغزش زمین

Dalans:چوب عمومی باز نگه دارنده طناب های افسار

Detergent:مواد پاک کننده شیمیایی

Denaturation:منعقد شدن

Dermal:پوستی_جلدی

Decomposer:تجزیه کننده

Demersal:فرو رونده_عمق زی_نزدیک بستر دریا

Degeneration:زوال نسل

Deposit feeders:جامد خوار_لجن خوار

Decapsulated cysts:سیست پوسته زدایی شده

Detritus:ریزه خوار_دتریت

Destratification:غیر لایه بندی

Dentary:دندانی

Deviation:انحراف_تفاضل یا تغییر تعدادی داده ها از میانگین

Degrees of freedom:درجه ازادی_بدون نقص کردن تعدادی رده که ارزش ان محدودیت به خوبی تعیین شود.

Development stage:مراحل رشد

Depletion of stock:کاهش ذخایر

Diadromous:ماهیانی مهاجر حقیقی که بین دریا و اب شیرین مهاجرت می کنند.

Dip:فروبری_شیب

Digenea:دو میزبان

Diamantina:گودالی در اقیانوس اطلس(عمق 9000 متری)

Dissolved oxygen(DO:اکسیژن محلول

Diencephalon:مغز رابط

Diffusion:اختلاط_انتشار

Dimictic:دریاچه هایی که دو گردش عمودی در طول سال دارند.

Dibranchia:دو ابششان

Dive:غوطه خوردن

Dip net:تور دسته دار عمیق

Diurnal tide:کشند روزانه

Diphycercal caudal:باله دمی ستوندار ستون مهره مستقیما تا انتهای باله دمی امتداد می یابد(مثل دهان گردان)

Diffused air system:سیستم پخش هوا

Diving outfits:وسایل غواصی

Ditch:گودال

Dig:کندن

Discrete variable:متغیر مجزا_تنها تعدادی از فواید محدود ممکن است منتج شود.

Dilute:رقیق کردن

Discipline:انبساط کردن

Dioecious:دو پایه_الت تناسلی نر و ماده در افراد مختلف یافت می شود.

Dimensional growth:میزان رشد

Doublespotted queenfish:سارم

Dosage:مقدار

Doentate:دارای بر امدگی های دندان مانند

Double seaming:دربندی مضاعف

Double rigs trawlerers:در خلیج مکزیک صید عمقی دو بازوئی با ترال به این نام معروف است.

Dormancy egg: تخم زمستان خواب

Dorsal fin:باله پشتی

Dry method:لقاح خشک_اسپرم و تخم را بطور جداگانه تهیه کرده و در هم می امیزیم و بعد اب اضافه می کنیم.

Dryice:یخ خشک

Dragonfly and damselfly nymphs:پوزه سنجاقک_نمف سنجاقک

Drift:توده شدن

Drift net:تور شناور سطحی

Drain:زهکشی

Drought:خشکسالی

Drift gill net:تور گوشگیر شناور

Drifiting long lines:رشته قلاب های طویل شناور

Drop:سقوط

Drip:چکیدن

Drift currents:جریان های سطحی

Drog net:تور کششی

Drift:جسم شناور

Dual_purpose trawl meligolend:ترال مخصوص صید عمقی یا کف دریایی با دو کشتی

Dungeness crab pot:گرگور چاله ای گرد خرچنگ

Dull:راکد

Duodenosphenic artery:شریان دوازدهه طحال

Dysphotic zone:منطقه دیسفوتیک_این بخش از عمق 200 تا 1000 متری امتداد دارد و نفوذ نور کم است.

E

Ebb tide:جزر_فرو کشند

Ecotoxicology:سم شناسی اکولوژیکی

Ecological efficiency:توان اکولوژِیک

Ectoparastie:انگل خارجی

Eel:مار ماهی

Eel grass:علوفه دراز

Efferent branchial artery:شریان وابران ابششی

Egg buriers:ماهیانی که تخم های خود را دفن می نمایند.

Egg stowers:ماهیانی که تخم های خود را در محل مناسبی میچینند.

Egg mass:توده تخم

Electerical fishing:صید الکتریکی

Electivity index:شاخص انتخابی

Empty bivalve shells:پوسته های خالی صدف دو کفه ایها

Emergent plant:گیاهانی که ساقه و گل انها خارج از اب قرار می گیرد.

Emergence:خروج_پدیدار

Embryo:جنین

Enrichment:غنی سازی

Enzootic:بومی

Endotoxine:سموم داخلی

Entropie:میزان برای بی نظمی یک سیستم است

Enteric red mouth disease:بیماری دهان قرمز روده ای

Endigenous:عوامل داخلی

Entrapment wall:کلهام یا شیل

Encircling gear or empassing gear:تور گردان احاطه ای

Entranglement gear:ابزار صید پیچشی در تور

Entrapment gear:وسایل صید تله ای

Endemic:بومی

Epizootic:همه گیر

Epithelioma papulosum cyprinid:غدد پوستی کپور

Eapizootic ulcrative syndrome:سندرم شبه زخم واگیر دار

Epilimnion:طبقه سطحی اب دریاچه

Epithelial tuberceles:برجستگی های مرواریدی که در ماهیان نر در فصل تولید مثل ایجاد می شود.

Epidemic:فراگیر

Epihyal:لامی

Epipleural:دنده فوق جنبی

Epifauna:بنتوزهای برون زی

Epiphitic:گیاهانی که چسبیده به بستر هستند مثل علف های دریایی متصل به صخره ها

Epipheustic:موجوداتی که با استفاده از کشش سطحی روی سطح اب زندگی می کنند.

Epiotic:فوق گوشی

Epibranchial:فوق ابششی

Epidermis:پوست بیرونی

Epiplagic zone:منطقه اپی پلاژیک

Epipoptamon:منطفه ابتدای جلگه ای رودخانه(ناحیه ماهیان زرده)

Epirhithron:منطقه بالای کوهستانی رودخانه(ناحیه ماهیان قزل الا)

Eradication:ریشه کنی

Erythorphoren:سلول های حاوی مواد قرمز رنگند

Erosion:فرسایش

Estuary:دهانه رودخانه_مصب

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

نویسنده : کلانتری ; ساعت ۱۱:٤۳ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۸/٩/۳
comment نظرات () لینک